تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - من بی تو
 

من بی تو

نویسنده: ندا

 

تو شروع آسمونی می دونستم نمی مونی
چشم تو آخر دنیاست، خودت اینو نمی دونی
داشتن و نداشتن تو گاهی سخته گاهی ساده
اگه راهی، اگه بی راه، منم و پای پیاده

آخ که چه ساده گم شدم تو غربت چشای تو
سکوت شیشه‌ی دلم شکسته با صدای تو
آخ که تموم لحظه ها اسمتو یادم میاره
گذشته ها گذشته و هیچکی گناهی نداره

وقتی با تموم قلبم واسه زندگی می میرم
تن من می لرزه اما تو را از خودم میگیرم
من بی من، من بی تو، منِ از سایه فراری
می شم اون حادثه ای که روزی بود و روزگاری

حالا من نه توی قصه، نه تو آرزو، نه خوابم
این اتفاق ساده‌ست چرا دنبال جوابم

 

() نظرات