تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - غرور
 

غرور

نویسنده: ندا

 


نمک رو زخم من نپاش ، من زخمی غرورتم
با این همه بدی ببین ، هنوز سنگ صبورتم
از درد من قصه نگو ، قصه ی من تکراریه
مردن من همیشگی ، واسه دل تو عادیه

جلو
چشم غریبه ها ، چه قدر خوار و حقیر شدم
هیچی ازم نذاشتی تو ، وقتی دیدی
اسیر شدم
وقتی نبودم هیچ کسی با دلت هم
بازی نبود
خاک سیاه نشوندیم و دلت هنوز راضی نبود

عشقتو تو سرم نزن ، ان قد بهم نگو بمیر
تموم هستیم
مال تو ، غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت ، رو ریشه ی دل منه
بگو چرا قلب منه باید همیشه بشکنه

چه روزهایی که سوختمو ، به پای تو
حروم شدم
یه عمری من دل بستمو ، تو چشمای تو گم شدم
دیگه چی می خوای از دلم ، هر چی که می خواستی دیدی
به
عشق پاک و بی ریام ، توی دلت می خندیدی

عشقتو تو سرم نزن ، ان قد بهم نگو بمیر
تموم هستیم مال تو ، غرورمو ازم نگیر
چرا همیشه تبرت ، رو ریشه ی دل منه
بگو چرا دل منه باید همیشه بشکنه

 

() نظرات