تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - اولین وآخرین
 

اولین وآخرین

نویسنده: ندا

 

اولین وآخرینم رفتنت یادم نیست

لحظه شكستن بغض رو به خاطر ندارم

نمی تونم نمی تونم توی این ناباوری

لحظه های رفتن تو رو به خاطر بیارم

همه ثانیه های شاعرانه یادمه

حرفامون حال و هوای غزل وترانه داشت

ساعت از لالایی قلبای ما خوابش برد

شب برای موندش یک مثنوی بهانه داشت

یادمه اومدنت رسیدن وسوسه بود

تو بلا تكلیفی بی رمق دستای من

یادمه رسیدنت اومدن زمزمه بود

تو سكوت سنگی و ممتد بی صدای من

یادمه دلواپسی هامو به شب بخشیدم

نگرانی هامو از پنجره دادم به نسیم

یادمه حافظه یخ زده اتاق من

پر شده از بوی نجیب تن تو مثل قدیم

یادمه اومدنت رسیدن وسوسه بود

تو بلا تكلیفی بی رمق دستای من

یادمه رسیدنت اومدن زمزمه بود

تو سكوت سنگی و ممتد بی صدای من

 

() نظرات