تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - برگرد......
 

برگرد......

نویسنده: ندا

 

تو سپیده صبح من غروب شبم

تو به صافی آب من پر از پیچ و خم


تو شراب کهن من سبو که شکست

تو امیدی منی واسه عمری که رفت


تو بزرگ و قشنگ مثل قله کوه

من مثل یه سایه و تویی مثل طلوع

تویی اولین من تو عشق آخرین من

تویی تنها خاطره از روزای شیرین من


چقدر بیقرارم برگرد

دیگه طاقت ندارم برگرد

از بغض تو صدام بخون

که من گرفتارم برگرد


چقدر بیقرارم برگرد

دیگه طاقت ندارم برگرد

بیا و از چشام بخون

چقدر دوستت دارم برگرد


برگرد......

برگرد.......

برگرد.......

تویی تنها کلام توی دفتر من

تویی اوج قرور واسه باور من


تو شراب کهن من سبو که شکست

تو امیدی منی واسه عمری که رفت

تو شراب کهن من سبو که شکست

تو امیدی منی واسه عمری که رفت


تو بزرگ و قشنگ مثل قله کوه

من مثل یه سایه و تویی مثل طلوع

تویی اولین من تو عشق آخرین من

تویی تنها خاطره از روزای شیرین من


چقدر بیقرارم برگرد

دیگه طاقت ندارم برگرد

از بغض تو صدام بخون

که من گرفتارم برگرد


چقدر بیقرارم برگرد

دیگه طاقت ندارم برگرد

بیا و از چشام بخون

چقدر دوستت دارم برگرد





بیا برگرد دوباره دلم طاقت نداره . آسمون بی ستاره دیگه بی تو نمیباره

برگرد.......
برگرد....
برگرد..

 

() نظرات