تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - چای می نوشم
 

چای می نوشم

نویسنده: ندا

 

شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ست

آسمانا کاسه صبر درختان پر شده ست



زندگی چون ساعت شماطه دار کهنه ای

از توقف ها و رفتن های یکسان پر شده ست



چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم

چای می نوشم ولی از اشک فنجان پر شده ست



بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند

دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پر شده است



دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر

شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده ست



شهر گفتم؟شهر! آری شهر! آری شهر! شهر

از خیابان از خیابان از خیابان پر شده ست..

 

فاضل نظری

 

() نظرات