تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - خداحافظ
 

خداحافظ

نویسنده: ندا

 

 تو را ای عشق نامیرا  غم زیبا ، خداحافظ

طلوع یاس در قلب شب خارا ، خداحافظ

تو شالیزار ... یک کلبه درون سینه ی جنگل

هوای ناب بارانی ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ

تو را از خویش راندم من ، ولی سوگند بر باران

" من " و " تو " ای نسیم آسا ، نمی شد " ما " ... خداحافظ

نگاه آسمان بودی به این شبگیر دل خسته

تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ

ببین ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم

نمی دانم چرا آخر ؟ ... چرا زیبا  " خداحافظ " ؟

صدایت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم

نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ

تمام سهم من بودی از این دنیا ولی بگذر

برو ای خنده ی گلها ... نگارینا خداحافظ

به قطره قطره ی باران ، به برگ خیس مژگانت

تمام آرزو بودی ، ولی [...] اما [...] ، خداحافظ ...

 

() نظرات