تبلیغات
من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است من گرفتار سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است - عمرمن در شرف پاییزاست
 

عمرمن در شرف پاییزاست

نویسنده: ندا

 

چه کسی باور کرد

 که دل سرد مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد
 
 
 با که گویم غم هجران تو را
 
 
 
هوس زلف پریشان تو را  
 
 
 عمر من در شرف پاییز است
 

من چو یک شاخه خشک


آخرین برگ بر این شاخه تویی



من بدان امیدم



که بهاری دگر از راه رسد


آخرین برگ مرا



باد پاییز نبرد



آه . . . وزش باد چه خوف انگیز است


چه کسی باور کرد



اشک جاری شده از دیده من



چشمه اش آن نفس گرم تو بود



طپش تند دلم


حاصل لمس تن نرم تو بود


چه کسی باور کرد



که من از عشق تو سرشار شدم



مانده بودم همه خواب



تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم


تو همه بود ِ منی


تو در این کوره ره خلوت عمر


همه مقصود منی


چه کسی باور کرد

که تو معبود منی

 

() نظرات